شقایق بودی

.

.

.

در آغوشم گرفتی

.

.

.

عشقه شدی!

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شرح پریشان

سلام عزیز. بی خبر آپ می کنی! کارات خیلی متنوع شده! تحول زیبا و بجایی بود بهت تبریک میگم!

صادق دادکریمی

سلام در شعرهای کوتاه اینچنینی باید به دنبال رابطه ها رفت...و پر رنگترین واژه های این شعر کوتاه(طرح)شقایق وعشقه است...ابتدا مخاطب به شباهت این دو واژه(به لحاظ نگارشی)توجه اش معطوف میشود...و این که چه رابطه ای بین عشقه و شقایق میتواند باشد(شقایق گل زیبایی است که سهراب مدام در نماد زندگی به آن توجه خاص دارد و عشقه گیاهی عجیب است که دور هر گیاهی بپیچد آن را از صفحه روزگار محو میکند)شقایق چه چیز را که در آغوش بکشد عشقه میشود؟ از نظر من شقایق زندگی است و عشقه مرگ... یا به دیدگاهی دیگر شقایق زندگی عادی است و عشقه زندگی با عشق آتشین... ایجاز شعر مهمترین پارامتر شعر است که به لحاظ زیبایی های زبانی به چشم می آید ولی به گمانم در این صنعت ادبی افراط نموده اید موفق و پیروز باشید

بهنامترین

چه خوب که تو هنوز هم مینویسی؟سبکت ولی...... انگار داری به رج بعدی بافت قالیه خود میرسی؟سلام

زیر زمین

سلام رفیق اون نقطه ها به نظرم باید ادامه میکرد اما فکر کنم تو هنوز جون داری شاید سبز نباشی

ستار

هوت گرامی با بهترین درود ها سروده جالب گرگ چشم و بره دل چنان جذاب بود که مرا تا این زیر کشانید. هر کدام که خواندم ذوق قریحه .نازکی خیالت خواننده را به تحسینت وا میدارد.[گل][گل][گل][گل][گل] شما را میخوانم به خوانش سروده هایم با عنوان سرود های بی تاریخ