برای میلاد یک دوست...


امشب برای نوشتن

جای واژه های دلم خالیست... 

انگار جای دیگری

در ساحل دور

با ماهیان سایه و

ساهور

همنوایی می کنند

ترانه میلاد یک همزاد را...

تا شاید دریا

باز کند گره از ابرو

(و بخندد باز

با دندانهای کف و

لبهای آسمان...)



 

 

 

 

 

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

سلام زیبا بود من هم معنی ساهور را نمی دانم چیست ؟

فریبا

تولدش مبارک [لبخند][گل]

ماهور

چقدر زیبا فولرن عزیز ... همینطور چشم دوخته ام به دندان های سپید دریا تا افق با آسمان یکی ...[گل]

مردی با چشمان گرگ

می بینی به همین سادگی و عجیب همه چیز برای رفتن جور میشود و دست آخر داروها بله داروها شاید همون کسی بودند که توی گوشت گفتند ! من با روزم

فرزاد

ممنونم [لبخند]