از تو که می نویسم

پای نی نی ِسیاه و

 بازیگوش چشمهایم

بر کره ی سپید برفی اش

 میخکوب میشود

نمی دانم

 سیاهی واژه ها

اینگونه مسحورش می کند

یا سپیدی ِ فاصله هاشان!؟

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لی لا- آبی آسمانی

نوشته‌هاتون همیشه لذت بخشن. چقدر تعداد جاهای ارزشمند واسه خوندن کم شده توی این دنیای مجازی.

ZAR

و یا نگاه تو ................................ ممنون از حضورتون و جمله بسیار زیباتون شاد باشید و روزاتون بلند .[گل]

نوا

نمی دانم سیاهی واژه ها اینگونه مسحورش می کند یا سپیدی ِ فاصله هاشان!؟ تصویر زیبایی مده به ذهن.[گل]

The Tired Farer

آب می شوی پیش از آن که جامی فراهم کرده باشم برخاستن و تو را کف دستانت باختن حکایت دیگری است که لحظهی با تو زمزمه ات خواهم کرد!

آب

سلام زيباست من با تخته سياه موافقم

کتایون

خیلی زیباست. من هم انگار میخکوب این شعر شدم. کلمه ی "تو" چه برجسته شده. و کلمه ی "فاصله" را با چه ظرافتی بکار برده اید... دست مریزاد شاعر!

مصطفا

زیبا بود دوست من . که هستم من آن تک درختی که . . . http://ferdous-z.blogfa.com