باد صدایم را برده است...به سکوتم زنگوله نياويزيد!

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دايره بزرگ

باد و صدا هر دو رفتند و سکوت من اونقدر سنگين که تکونی به خودش نمی ده....زنگوله های بی حرکت خاموش می مونند...

رضا آموزگار

درود ... ممنون که به من سر زدی . و ممنون بخاطر کامنت های خوبی که گذاشتی . اگه با تبادل لينک موافقی خبرم کن . در ضمن اميدوارم که باد هرچه زودتر صداتو پس بياره

فولرن

سکوت سنگينم تکان نمی خورد...هر بار بادی می وزد... و زنگوله ها را به صدا در می آورد ولی سنگينی صدای زنگوله ها را تاب نمي آورد...باد ميرود و صدا می ماند...

فرياد!

زنگوله ای اگر هست به پاهايم ببنديد...می خواهم باباد بروم ...همراه باد بدوم...بگذاريد بشنوند دورشدنم را....من با سکوت دور ميشوم!!!

فولرن

به قلب سکوتم زنگوله نياويزيد

ماهی سياه کوچولو

سلام اين اشعار مال خودتونه.سبک جالب دارين. مخصوصا از پست قبلی خيلی خوشم اومد.

مريم

سکوت من دلش يه فلوت می‌خواد ...

شبدر

دل آدم برای اين سکوت چه می سوزد