گمان می کردم بی چشمداشت همراهی ام می کنند...چرا که تا کنون نیازشان بی پاسخ نمانده بود...

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آب

سلام از پستهات عقب بودم[خجالت][ناراحت]

آیسودا

باید بی پاسخ بگذاری بعد نتیجه بگیری

ماهور

و چقدر افسوس می خورم! آنگاه که گمانم به یقین می رسد. عالی بود فولرن عزیز ..

فرزاد

سلام خیلی خاص بود مخاطبش انگار

پرنیان

انسان بزرگ کسی است که قلبی کودکانه دارد! منتظرتون هستم[گل]

اندیشه

ای کاش می شد گاهی در همان دنیای گمانه زنی هایمان باقی بمانیم و به دور از واقعیت همچنان ساده لوحانه به جلو برویم.... بخصوص وقتی که توان تغییر در واقعیت موجود را نداریم..... ای کاش وقتی واقعیت را می دیدیم...آن را می پذیرفتیم و تنها نگاهمان را تغییر می دادیم....

بهنامترین

کورخوانده یی. خودت هم خوب میدانی که خوانده یی. سلام

راد

دقیقا وقتی نیازها بی پاسخ بماند مقدار چشم داشت ها مشخص می شود. ببخشید که تکرار حرف خودت بود. شاد باشی

لبخند

دلیل نمیشه...مگر اینکه مردم را تا بحال نشناخته باشی..وگرنه اصلا عجیب نیست