بهار من!

چرا خزان نمی شوی؟

چرا درون قلب کوچکم

جوانه کرده ای و

هی بزرگ می شوی؟

تو را به هستی نبوده ات

چو کولیان مست

گرد آتش دلم نرقص

و دلخوشم نکن به بودنت...!

بیا به مرگ تن بده!

بیا ز خاطرم برو!

تو چون خیال باطلی

نه آن بهار واقعی!!!

  
نویسنده : hoot ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ،۱۳۸٧
تگ ها :