بر جاده های بی مزه ی عادت می خزیدم

که طعم گس تنهایی را با روزنه های پوستم چشیدم

زبانم در خوابی عمیق فرو رفت

و از چشمانم شنیدم که می گفتند:

با گوشهایت دیدیم!

حس ششم... بویایی ام را به تاراج برد!

حواس مجهول بیدار شدند...

  
نویسنده : hoot ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :